پنجشنبه 2 اسفند ماه سال 1386 ساعت 8:10 PM
خیلی دیرتر از زمانی که فکر می کردم تونستم نوشتن رو شروع کنم. امروز دقیقاً 52 روز از ورود من به امریکا گذشته و شاید خیلی اتفاقهایی که توی این مدت افتاده ارزش نوشته شدن رو داشتند اما ورود به این دنیای جدید به اضافه سردرگمی ها و نداشتن دسترسی به کامپیوتر و نداشتن فونت فارسی و .... هزار مشکل دیگه باعث شد که بعد از این تاخیر طولانی تازه امروز به فکر نوشتن بیوفتم.

میخوام سعی کنم هر روز حتی اگر خیلی کوتاه بنویسم. زندگی توی ایالت پنجاهم که اسم اش خیلی ها رو یاد سواحل زیبا و دختران آفتاب گرفته می اندازه به اندازه کافی موضوع برای یک ایرانی که دقیقاً از سمت دیگه این کره خاکی پا به هاوایی گذاشته داره که اگر روزی 20 تا پست هم بنویسه باز هم نمیتونه خاطرات اش رو ثبت بکنه!

در این نوشته ها قرار نیست هیچ چیزی از احساسات و روحیات شخصی ام نوشته بشه ! تلاش می کنم که نوشته هام به هیچ وجه بوی غم و غربت نگیره که اگه بخوام پای این مسایل رو به اینجا بار کنم ، مثنوی هفتاد منی میشه که حتی خودم هم علاقه ای به خوندنش ندارم! پس اینجا هیچ چیز نیست جز دفتر اتفاقات روزانه یک دانشجو که بر اثر بی نهایت اتفاق پیش بینی نشده الان توی یه جزیره، وسط اقیانوس آرام قرار گرفته که جزئی از خاک ایالات متحده به حساب میاد.

اگر تا حالا اسم هاوایی به گوش شما نخورده یا مثل من هیچوقت نمره جغرافیتون بیشتر از 15 نشده یه سری به این لینک بزتید!
 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo